
«نقد عکس» نام یکی از بخش های لنزک است. در بخش نقد عکس، که آخر هفته ها برگزار می شود، ما عکس ارسالی یکی از خوانندگان عزیزمان را منتشر می کنیم و از شما خواهش می کنیم که انتقادات سازنده خود را در مورد آن مطرح نمایید. این یک راه عالی برای یادگیری بیشتر در مورد عکاسی، مطرح کردن دیدگاه ها و نقد شدن عکس خود شماست. در ادامه از شما برای شرکت کردن در این بخش و مطرح کردن نظرتان در مورد عکس نقد شماره ۱۱۴ دعوت می کنیم.
کاندید این هفته بخش نقد عکس (برای مشاهده سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید):
عکاس: آقای ماردین فرجی
برای من عکس ورای یک کادر برش خورده از زمان و مکان همیشه دوست داشتم با این ذهنیت به عکسها نگاه کنم و یا عکس بگیرم. دنبال نشانه ها و المانهای قوی و پر معنا در عکسها بودم و در این عکس برای جدایی میان دوستیها و عشقها سراغ رنگها در بستری از سفیدی برف رفتم عکسی بدون افق برای هدایت و تمرکز چشم روی سوژه ها، قرمز نماد زنانگی و مونث بودن و ترک آن توسط مرد چتر مشکی… رد پاها از آمدن و رفتنها گفته ولی اینبار جدایی حتمیست…
لطفا نظر خود را در قسمت نظرات، پایین همین صفحه، مطرح نمایید. شما چگونه چنین صحنه یا عکسی را به طور متفاوتی به تصویر می کشیدید؟ تشکر فراوان از همه عزیزانی که هفته گذشته در این بخش دیدگاهشان را مطرح نمودند.
سازنده ترین نظرات در سایت به شکل برجسته ای نمایش خواهند یافت. شما هم می توانید با کلیک روی این لینک عکس خود را برای بخش نقد ارسال نمایید.
دیدگاه برجسته هفته گذشته: مسعود نوری: سلام. بعضی از دوستان نسبت به تنگی عکس و خورده شدن قسمتهای پایینتر درخت نقد داشتند. دقیقا غیر از این نیست. اما عکاسی در لحظه های آنی به انسان اجازه تنظیمات دقیقتر را نمی دهد. شاید عکاس فرصت عقبتر رفتن را نداشته است یا چیزهایی از این قبیل. اما بعد. حذف سه کلاغ سمت راست عکس را بنده به هیچ وجه پیشنهاد نمی کنم. اتقافا بودنشان هم به اصالت کار کمک می کند و هم به رئال شدن آن و هم اینکه عکس بدنبال مفهوم تعادل و آرامش نیست. ریشه عکس در بی تعادل و پریشانی است. خود حضور کلاغ که تمثیلی از سیاهی و بدبختی است و دوم فرار و ترسی که بواسطه پرواز مغشوش آنها وجود دارد و سوم اینکه خود درخت هم چندان ظاهر و ریخت متعادلی ندارد و گیسوانش به هر سو پراکنده شده و خود درخت هم به سمت عقب در یک حالت بی تعادلی است.این بی تعادلی و عدم آرامش در عکس حس اول عکس است. و نیرویی که از بیرون عکس دارد به عکس شامل درخت و پرندگانش وارد می شود. حسی که قطعا در این عکس روایت می شود یک حس زمانی هم هست. حس یک بحران در ثانیه های قبل. یعنی فی نفسه مخاطب عکس خودش را ناخواسته درگیر لحظاتی قبل می کند متوجه یک تهدید و یک بحران در مکان عکس می شود. پس زمان هم نقشش را در عکس ایفا می کند. زمستان به عنوان زمان اتمسفریک عکس و ثانیه ها به لحاظ اینکه ثانیه های قبلتر فرضا گلوله ای شلیک شده و پرندگان اینگونه آواره از وطن شده اند.
لنزک: نقد فوق یکی از نقد های برجسته مطرح شده در هفته گذشته می باشد. ما سعی می کنیم هر هفته یکی از نقد های سازنده خوانندگان عزیزمان را در این قسمت معرفی کنیم، اما قطعا قضاوت در مورد «برجسته ترین» نقد بر عهده شما است. از این رو توصیه می کنیم شما نیز تمامی این نقد ها را مطالعه بفرمایید. برای مطالعه تمامی نقد های مطرح شده در هفته گذشته، روی عکس فوق کلیک کرده و به پایین صفحه مراجعه نمایید.
- - , .
برچسب:
نویسنده: خنجی